خرید بک لینک
سلامهنوز زنده ام.... حتي توي اين گرماي تابستون.هنوزم سرکار ميرم و هنوزم مستاجرمو و هنوزم همون يه دونه اتوموبيل مسکوني رو دارمو هنوزم توي تاکسي و مترو و اتوبوس اتفاقات رو دنبال ميکنم و فقط توي ذهنم ثبت

برچسب: نویسنده: مهسا نظری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:23

سلامخدا طلبید و یه بار خورد و اومدیم این سمتی.جای خوبی است الحمدالله و ملالی نیس جز دوری دوستان و رفقان و آشنایان و وابستگان و بستگان.هوا کمی تا قسمتی گرم و گاهی بارانی... این امر مزید برعلت است تا مج

برچسب: نویسنده: مهسا نظری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:23

سلاماز سرزمين اونور آب هاي آزاد برگشتم به سرزمين اينور آب هاي آزاد.... جاي دوستان خالي .... انشالله قسمت همه ي دوستداران بشود آنچه قسمت ما شد.بعد از بازگشت... باز خدا خواست يه سفر رفتيم مشهد... که آب

برچسب: نویسنده: مهسا نظری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:23

سلام.صبح بخیر.دیروز که نه..پریروز اومدم توی میدون ماشین سوار بشم برم دنبال کسب رزق و روزی حلال... یه پراید چرک و کثیف برام بوق زد.. منم نمیدونم چی شد مسیرم رو بهش گفتم... اونم وایستاد تا برم سوار بشم

برچسب: نویسنده: مهسا نظری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:23

سلام.توی تاکسی ام... صندلی جلو... سه نفر هم عقب نشستن... دو از اون سه تا انگار با هم خیلی رفیقن.. چون به محض اینکه سوار شدن داشتن با هم حرف میزدن و خوش و بش میکردن. از همون اول شروع به تعارف کردن واسه

برچسب: نویسنده: مهسا نظری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:23

صفحه بندی