سلامهنوز زنده ام.... حتي توي اين گرماي تابستون.هنوزم سرکار ميرم و هنوزم مستاجرمو و هنوزم همون يه دونه اتوموبيل مسکوني رو دارمو هنوزم توي تاکسي و مترو و اتوبوس اتفاقات رو دنبال ميکنم و فقط توي ذهنم ثبت
سلامخدا طلبید و یه بار خورد و اومدیم این سمتی.جای خوبی است الحمدالله و ملالی نیس جز دوری دوستان و رفقان و آشنایان و وابستگان و بستگان.هوا کمی تا قسمتی گرم و گاهی بارانی... این امر مزید برعلت است تا مج
سلاماز سرزمين اونور آب هاي آزاد برگشتم به سرزمين اينور آب هاي آزاد.... جاي دوستان خالي .... انشالله قسمت همه ي دوستداران بشود آنچه قسمت ما شد.بعد از بازگشت... باز خدا خواست يه سفر رفتيم مشهد... که آب
سلام.توی تاکسی ام... صندلی جلو... سه نفر هم عقب نشستن... دو از اون سه تا انگار با هم خیلی رفیقن.. چون به محض اینکه سوار شدن داشتن با هم حرف میزدن و خوش و بش میکردن. از همون اول شروع به تعارف کردن واسه